معانی اصطلاحات حقوقی بخش دوم

خلاصه
1398/11/04

اصطلاحی است در باب نکاح منقطع(موقت) که مدت محدود دارد، اگر زوج در اثناء مدت، از مانده زمان عقد موقت چشم بپوشد رابطه زناشویی ساقط می گردد



معانی اصطلاحات حقوقی بخش دوم
بالسویه:
برابر، بطور مساوی.
بالمباشره:
شخصا، بدون ارجاع به دیگری.
بایع:
فروشنده.
بذل مدت:
اصطلاحی است در باب نکاح منقطع(موقت) که مدت محدود دارد، اگر زوج در اثناء مدت، از مانده زمان عقد موقت چشم بپوشد رابطه زناشویی ساقط می گردد، این اسقاط مدت را بذل مدت گویند.
بیع:
 خرید و فروش.
بیع وقف:
بیعی که مبیع آن موقوفه باشد که در موارد استثنائی به تجویز قانون فروخته می شود.
تبدیل تعهد:
عبارت است از الغاء یک تعهد به موجب تعهد دیگر که جای تعهد اول را می گیرد. تبدیل تعهد ممکن است به صورت تغییر مدیون یا بستانکار یا طلب باشد.
تبرع:
دادن مال بدون چشم داشت، عوض، با رضا و رغبت تقدیم کردن، هدیه نمودن، بخشش.
تبری:
بیزار شدن.
تبع:
پیروی.
تبعض:
پاره پاره شدن، پاره پارگی.
تحجیر:
شروع در احیاءاز قبیل سنگ چیدن اطراف زمین یا پی کنی و یا کندن چاه وغیره تحجیر است. تحجیر سبب مالکیت نمی شود ولی موجب پیدایش حق اولویت است.
تراضی:
به خشنودی دو جانب. به رضایت دو طرف معامله
ترصیف:
پیوستگی منظم،
تسبیب:
وارد کردن ضرر به مال غیر که فعل منشا ضرر به وسیله خود فاعل، به هدف هدایت نشده باشد بلکه بر اثر تقصیر یا بی مبالاتی و غفلت و عدم احتیاط وی ضرری متوجه غیر گردد. ایجاد سبب کردن، وسیله سازی.
تسهیم:
سهم دادن،سهم بندی کردن، جزء جزء کردن.
تشیید:
استوار کردن، مستحکم کردن، بلند کردن، بر افراشتن، استواری، استحکام.
تصالح:
سازش، با هم ساختن، سازگار شدن، سازگاری کردن.
تضرر:
زیان دیدن، زیان بردن، ضرر کشیدن، خسران بردن، گزند دیدن.
تضییع:
ضایع کردن، تباه ساختن، تلف کردن، مهمل و بیکار کردن.
تعدی:
تعدی عبارت است از صورت دادن فعلی که خارج از حدود اذن یا عرف در مال غیر باشد.
تعذر:
بروز عذر مانع اجرای تعهد.
تعصیب:
یعنی دادن به عصبه و آن خویشاوندان پدری شخص است، عصب در لغت به معنی احاطه کردن آمده است و به خویشاوندان پدری از آن جهت عصبه گویند که شخص را احاطه کرده و حمایت می نمایند.در اصطلاح حقوقی رد مقداری از ترکه را که از سهام صاحبان سهم زیادتر است به خویشاوندان پدری متوفی گویند.در حقوق مدنی زیاده از سهم بین صاحبان فرض تقسیم می شود.
تفاسخ:
اقاله، فسخ نمودن.
تفریط:
تفریط عبارت است از ترک عملی که به موجب قرارداد یا متعارف برای حفظ مال غیر لازم است.
تقویم:
به نرخ روز در آوردن، ارزیابی، قیمت کردن.
تملک:
مالک شدن صاحب شدن.
تنازع:
جدل داشتن، نزاع کردن، کشمکش.
توکیل:
اجرای کاری را بر عهده شخصی واگذاشتن.
تولیت:
تصدی و تولی موقوفه. تصدی امور وقف.
تهاتر:
دعوی باطل کردن بر یکدیگر، ادعا کردن دو تن نسبت به یکدیگر که در آن هر دو بر باطل باشند، معامله جنس با جنس. یکی از موضوعات سقوط تعهدات است که بنا بر آن دو تعهد متقابل که طرفین آنها فرقی نمی کند و موضوع آن وجه نقد یا اشیاء مثلی و همجنس است به مقدار متساوی با یکدیگر به موجب قرارداد یا قانون یا حکم دادگاه ساقط می شوند.



اگر شما هم وکیل هستید و یا یک موسسه حقوقی دارید با کلیک روی دکمه معرفی و تبلیغ رایگان وکلا » در سایت هزار وکیل ثبت نام نموده و سپس خودتان را معرفی کنید.