توضیحات ومعانی لغات و اصطلاحات حقوقی

خلاصه
1398/11/04

عبارت از این است که داین از حق خود به اختیار صرف نظر نماید. صرف نظر کردن داین از دین خود



توضیحات ومعانی لغات و اصطلاحات حقوقی
بخش اول:
ابراء:
عبارت از این است که داین از حق خود به اختیار صرف نظر نماید. صرف نظر کردن داین از دین خود به اختیار و میل.
ابوت:
 پدر شدن، پدری.
ابوین:
پدر و مادر.
اتلاف:
 تباه سازی. خراب کردن، از بین بردن. در حقوق مدنی عبارت است از تباه کردن مال غیر به عدوان، یعنی عملی که مستوجب بازخواست باشد.
در حقوق جزا: تجاوز مادی به مال غیر است به صورتخریب یا تباه کردن.
اجدادمرتبه اول:
پدر پدر و مادر پدر.  پدر مادر و مادر مادر(اجداد مرتبه اول چهر نفرند).
اجرت المثل:
اگر کسی از مال دیگری منتفع شود و عین مال باقی باشد و برای مدتی که منتفع شده بین طرفین مال الاجاره ای معیین نشده باشد، آنچه بابت اجرت منافع استیفا شده باید به صاحب مال یاد شده بدهد اجرت المثل است.
احاله:
خروج دادگاه از صلاحیت محلی، برای رعایت مصلحت، احاله به این دلیل انجام می شود، جرمی که باید بر حسب اقتضای صلاحیت محلی در دادگاه معیین رسیدگی شود، در دادگاه محل دیگری همعرض آن تحت رسیدگی قرار می گیرد.
احفاد:
 نبیرگان، نوادگان
اخذ به شفعه:
 اگر مال غیر منقول قابل تقسیمی بین دو نفر از شریک مشترک باشد و یکی از دو شریک سهم خود را به ثالثی بفروشد شریک دیگر حق دارد قیمتی را که مشتری داده است به او بدهد و سهم مورد معامله شده را تملک کند.
اخوال:
دایی ها، برادران مادر.
اذن:
اجازه، دستور.
اراضی موات:
زمین های آباد نشده که تا کنون نیز شخصی ازآنها بهره برداری نکرده باشد.
ارحام:
جمع خویشاوندان.
ارش:
اختلاف بین جسم سالم و معیوب.ارش مبلغی است که از مرتکب گرفته می شود به دلیل ایجاد نقصی در بدن که در شرع برای آن دیه تعیین نشده باشد.بنا بر نظر قانون مجازات اسلامی، ارش مجازاتی است به صورت پرداخت وجه از جانب مرتکب جراحت  که به مجنی علیه تعلق می گیرد و آن در هنگامی است که جنایتی بر عضو کسی وارد آید و قصاص ممکن نباشد و شرعا مقدار خاصی به عنوان دیه برای آن عضو تعیین نشده باشد، تعیین ارش در موارد مذکور از سوی دادگاه با در نظر گرفتن دیه کامل انسان و نوع و کیفیت جنایت وارده، طبق نظر پزشکی قانونی تعیین می شود.
ازاله:
از بین بردن، برداشتن.
استمتاع:
برخورداری جستن، بهره گرفتن
استیذان:
دستور خواستن، اجازه خواستن، اذن گرفتن.
استیفا:
استفاده از کار یا مال دیگری با رضایت او، مطلق گرفتن.
اسقاط:
حقی را محو کنند خواه ضمن عقدی باشد یا خارج از آنها باشد مانند ابراء و یا اسقاط اجل دین از سوی مدیون به نفع دائن.
اشتراط:
پیمان بستن، تعهد کردن در عقود یا ضمن عقد. در فقه به معنی التزام و تعهد کردن است.
اصله:
یک درخت، یک نهال
اضرار:
زیان رسانیدن، ضرر زدن.
اعراض:
واگذاردن، ترک گفتن، دست کشیدن، روی گرداندن.
اعمام:
عموها برادران پدر.
افضاء:
یکی شدن مجرای بول و حیض ویا مقعد.
اقارب نسبی:
پیوستگان خون یا قرابت، رابطه خویشاوندی است.
اقاله:
برهم زدن عقد لازم به تراضی یکدیگر، تفاسخ، فسخ معامله.
اقباض:
تسلیم، تحویل، قبض دادن، تحویل مورد معامله به طرف عقد.

امارات:
نشانه ها، دلالات، اشعار، اماره، عبارت از اوضاع و احوالی است که به حکم قانون یا در نظر قاضی دلیل بر امری شناخته می شود. در فقه، دلیلی که مفید ظن است ولی در شریعت به آن اعتبار داده شده باشد.
امی:
مادری، از یک مادر، در مقابل ابی.
انتفاع:
نفع گرفتن، سود برداشتن، حقی است که به موجب آن شخص می تواند از مالی که عین آن ملک دیگری است یا مالک خاصی ندارد استفاده کند.
انحصار وراثت:
دعوایی است که به موجب آن وراث متوفی از دادگاه تقاضای صدور تصدیق به منحصر بودن وراث به عدد و اشخاص معین و معلوم می نماید.
اهلیت:
صفت کسی که دارای جنون، سفه، ورشکستگی و سایر موانع محرومیت از حقوق کلا و جزا نباشد، در مقابل حجر به کار می رود. صلاحیت شخص برای دارا شدن حق و تحمل تکلیف و به کار بردن حقوق که به موجب قانون دارا شده است.
اهلیت استیفا:
صلاحیت شخص برای به کار بردن حقی که دارا شده است مانند صلاحیت کبیر برای معامله در اموال خود که در حال صغر آنها را از پدر خود به ارث برده است.
ایداع:
نهادن مال نزد کسی به رسم امانت.
ایفاء:
وفای به عهد، پرداخت دین، اجرای تعهد به وسیله متعهد یا نماینده او و یا شخص ثالث.
پایان بخش اول. وب سایت هزار وکیل امید وار است نهایت بهره مندی را از مطالب فوق داشته باشید.



اگر شما هم وکیل هستید و یا یک موسسه حقوقی دارید با کلیک روی دکمه معرفی و تبلیغ رایگان وکلا » در سایت هزار وکیل ثبت نام نموده و سپس خودتان را معرفی کنید.